
منصوره حسینی یکی از پیشگامان هنرنوگرای ایران در رشته نقاشی در گفتگوی خود با روزنامه جوان به ابعاد جدیدی از سواستفاده های سیاسی میرحسین موسوی از فرهنگستان هنر در زمان تصدی ریاست این نهاد و همچنین بی احترامی وی به قشر هنرمند پرداخت.
به گزارش «جوان آنلاین» منصوره حسینی در این مصاحبه تفصیلی ، به دعوت فرهنگستان هنراز خود برای برگزاری نمایشگاه آثارش اشاره کرد و گفت: « صحبت از اردیبهشت 87 است. گفتند افتخار داریم که نمایشگاه مروری بر آثارتان را در 45 روز برگزار کنیم. موافقت ما را گرفتند. کارها را جدا جدا کردند. آبرنگها جدا، پرترهها، منظرهها و آغاز خط نگاریها جدا و گفتند از کارهایی که خط کمکم به طرف فرم رفته 5 اثر برای موزه جدید میخواهیم که پذیرفتم. افتتاح نمایشگاه را در اردیبهشت 88 گذاشته بودند که با سرود ملی و بسیار رسمی برگزار شد.»
وی به تحقیرهای میرحسین موسوی در سمت ریاست فرهنگستان هنر به خود اشاره و افزود: « در زمان برپایی نمایشگاه آقای میرحسین از طبقه بالا نیامد پایین کارها را ببیند. با آنکه آن همه به دنبال گذاشتن نمایشگاهم بود و آن همه جلسه گذاشت. حتی دو کلام نامه ننوشت که بگوید نمیتوانم بیایم، کار دارم. عزیز، نباید اینطور کنی. چرا که آن یکی رئیسجمهور شد و تو نشدهای که اگر رئیسجمهور شده بود شرکت میکرد. موسوی مرا صرف اهدافش کرد. یک سال ایشان برای نمایشگاه من فرصت داشت اما گذاشت اردیبهشت ماه برگزار کرد و اینطور شد و عذرخواهی هم نکرد.»
وی همچنین با اعتراض به وارد آمدن خساراتی به آثار خود در فرهنگستان هنرافزود:« زمان انتخابات رسید و خبر دادند که در موزه که به سمت خیابان ولیعصر بود شکسته شده در درگیریها و عدهای ریختهاند داخل موزه برای همین کارها را فوراً خارج کردهاند. کارها را با عجله و بدون بستهبندی آوردند که دو تا از کارهای قدیمیام خراب شده بود.»
این هنرمند اضافه کرد:« اینها نه به دنبال یافتن بازار برای کار من هستند و نه به دنبال پیشرفت و پشتیبانی سلامت من هیچی. من برایش یک صفر گندهام! که اگر بتواند زیر پایش بگذارد و له بکند که البته کرده اگر نشده تا به حال به خاطر این است که جلویش ایستادهام و از خودم دفاع کردهام.»
منصوره معتمدی در پاسخ به این سوال که آیا خسارت کارهایی که خراب شده بود را دادند؟ اظهار کرد: «نه، ابداً ابداً. این موضوع هنوز در گلویم مانده. روی یکی از کارها یک ماه کار کردم اما درست نشد. میدانید اگر یک گوشه کار خراب میشد میدوختم، 10 بار. تا به حال اینطور شده و دوختم. حتی جای سوزن هم روی کار معلوم بوده و کسی ایراد نگرفت حتی در حراج کریستی. کارها را با ایبک، قنداق کرده بودم که خیلی محترمانه پنج نفر آمدند و با بنزهای خاور سقفدار بردند. اما روزی که میآوردند همینطور ریخته بودند در یک وانت بدون سقف در آفتاب 40 درجه تیر و مرداد ورنگها پخته شده بود که وقتی نایلون ها را میبریدم دستم کشیده شد روی تابلو و رنگی شده بود. رنگها را در آن ایبکها پخته و روی بوم گریه کرده بود. نمیتوانم حالم را برایتان بگویم. هنوز هم با آنکه این همه گذشته با گفتنش چشمهایم پر از اشک میشود. شوخی نیست کم مانده بود خودکشی کنم. باطل شدم باطل! از 10 سالگیام تا حالا یک دفعه کاخ فرو ریخت رویم. یکدفعه خرد شدم، تحقیر شدم. به خدا قسم دروغ نیست.»
در جلسه سران جریان اصلاحات ،استراتژی این جریان برای حضور در انتخابات شوراها مورد بررسی قرار گرفته است.

در جلسه اخیر سران جریان اصلاحات ،استراتژی این جریان برای حضور در چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
به گزارش«جوان آنلاین»در این جلسه ،مرد خاکستری اصلاحات با تبیین ابعاد مختلف این استراتژی که از آن با عنوان «حرکت با چراغ خاموش ،مهره های سفید» یاد می شود گفته است:هیچ کدام از چهره های شناخته شده اصلاح طلبان حق ندارند برای تائید صلاحیت در انتخابات شوراها خود را از فضایی که در آن قرارداریم جدا دانسته و فاصله بگیرند.این یک اصل است.چهره های شناخته شده نباید خود را کنار کشیده و به نقد موسوی و جریان سبز بپردازند چون این مساله باعث ریزش نیروهای جریان اصلاحات می شود.ما برای رفع مشکل در انتخابات برنامه داریم.
وی اظهار داشته است:ما با اصرار بر مواضع خودمان ،چهره های شناخته شده را در لیست اصلاح طلبان قرار می دهیم تا رد صلاحیت شوند و پس از موج رد صلاحیت ها از آن استفاده سیاسی کنیم.
مرد خاکستری اصلاحات در ادامه گفته است:ما در فاصله شکل دهی به لیستی برای رد صلاحیت شدن، «نیروهای سفید» خودمان را سازماندهی می کنیم.این نیروها کسانی هستند که تکنوکرات بوده و اصلا سیاسی و شناخته شده نبوده و وابستگی ثبت شده ای به ما ندارند،فقط در لایه های پنهان با اصلاح طلبان ارتباط دارند.
وی ادامه داد:برنامه ما این است که تا قبل از ثبت نام، حمایت خودمان را روی لیست رد صلاحیت شده ها قرار می دهیم ،اما بعد از اعلام تائید صلاحیت ها و عبور مهره های سفید از فیلترینگ، تمام قامت از مهره های سفید حمایت خواهیم کرد.نظام هم بعد ازتائید صلاحیت نمی تواند این افراد را رد صلاحیت کند.
گفتنی است این طرح برگرفته ازطرح «اسب تراوی» مهاجرانی است که قرار بود در راهپیمایی 22 بهمن مورد استفاده جریان فتنه قرار گیرد اما با حضور حماسی ملت ناکام ماند.

درادامه تحرکات انحرافی فرقه ضاله وهابیت که فعالیت های فرهنگی خود را درمناطق مذهبی کشور متمرکز کرده اند، این فرقه در جدیدترین برنامه خود، با روشهای غیر اخلاقی تمرکز روی دانش آموزان را در دستور کار خود قرار داده است.
یک مقام آگاه در گفتگو با «جوان آنلاین» با بیان این مطلب تصریح کرد: اخیرا تعدادی از مبلغین فرقه ضاله وهابیت ضمن درج بیانیه ای در برخی از سایت های اینترنتی وابسته به این گروه، تمرکز خود را بر روی دانش آموزان ایرانی معطوف نموده است. این گرایش انحرافی که ازسوی برخی شیوخ عرب در منطقه حمایت می شود، از حامیان خود خواسته است از طریق تولید و پخش فیلم های مستهجن ابتدا دانش آموزان را جذب خود کرده و سپس با تضعیف کردن اعتقادات دینی آنها ، نسبت به جذب شبکه ای آنها به منظور فعالیت در راستای اهداف فرقه موصوف اقدام نمایند.

«تابناک»ـ رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مسئولان کشور و شخصیتهای علمی و سیاسی، بر اولویتبندی مسائل کشور به موضوعات اصلی و فرعی تأکید و خاطرنشان کردند: مسئولان کشور در بخشهای گوناگون، توجه خود را بر پیشبرد اهداف اصلی نظام و خدمت رسانی به مردم متمرکز کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر نشر آثار رهبری، حضرت آیتالله خامنه ای با تبریک سال جدید، حضور گسترده مردم در مَشاهِد مشرفه و اماکن مقدسه هنگام تحویل سال جدید را عادتی بسیار پسندیده و نشانه ایمان دینی مردم ایران دانستند و افزودند: هرچه محتوای دینی حوادث گوناگون زندگی افزایش یابد، سعادت و رستگاری انسان تضمین میشود و کسانی که دنیا را منهای دین میخواستند، اکنون به مشکلات صعبالعلاجی گرفتار شدهاند.
ایشان با اشاره به تلاش گسترده غرب برای خارج کردن دین از عرصه زندگی و علنی کردن مسائل ضد اخلاقی خاطرنشان کردند: نتیجه این تلاشها در غرب، از هم پاشیدن خانواده و بیگانه شدن افراد جامعه از یکدیگر است؛ اما با اثبات پوچی و به بنبست رسیدن این تفکرات، افراد به دین برمیگردند و اکنون با آغاز این حرکت بزرگ، اسلام در کانون توجه قرار گرفته است.
حضرت آیتالله خامنهای، اسلام را نقطه درخشان و نگین اصلی در منظومه توجهات معنوی در جهان دانستند و علت اصلی مخالفت با اسلام را همین نکته ارزیابی کردند و افزودند: بخش عمدهای از دشمنی با نظام اسلامی، به علت وجود ایمان دینی در این کشور است، چرا که ایمان دینی است که مردم را به صحنه آورده و آنان را در پیچ و خمهای خطرناک و مشکلات، به خوبی هدایت کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی به قضایای اخیر فلسطین و فاجعه آفرینی در غزه و کرانه باختری اشاره و خاطرنشان کردند: اسلام زدایی از آثار اسلامی، وقایع حرم ابراهیمی و بیرون راندن مسلمانان از خانه و کاشانه خود، توطئه بسیار خطرناکی است که جلوی چشم همه و در سایه مشغول کردن دنیای اسلام به امور جزیی، در حال اتفاق افتادن است.
حضرت آیتالله خامنه ای افزودند: جا دارد سازمان کنفرانس اسلامی که اساسا برای حمایت از فلسطین تشکیل شده، به وظیفه ذاتی اش در دفاع از فلسطین و بسیج دنیای اسلام در برابر حرکتهای موذیانه صهیونیستها عمل کند.
ایشان ظرفیتهای دنیای اسلام را برای مقابله با طمع ورزی و خباثتهای صهیونیستها بسیار بالا ارزیابی و خاطرنشان کردند: توانمندی و ظرفیتهای دنیای اسلام تنها در نفت خلاصه نمی شود بلکه بزرگترین بازار مصرف کالا و مهمترین گذرگاهها و شریانهای حیاتی دنیا در اختیار مسلمانان است و آبروی غرب در این منطقه خلاصه میشود.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه تصریح کردند: دنیای اسلام حتی بدون استفاده از این امکانات و به صرف استفاده از منطق و حرف سیاسی در دنیا، و نَفس خواستن دولتها و ملتها که وزنه عظیمی در تحولات بینالمللی است، میتواند به خواستههای برحق خود جامه عمل بپوشاند.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار همچنین با اشاره به گذران فصول و سالها و ضرورت تجربه اندوزی از این تحویل و تحول، همگان را به رعایت تقوی و ارتباط با خدا به ویژه توجه بیش از پیش در نماز، توصیه و ابراز امیدواری کردند: با عمل کردن مسئولان و مردم به وظایف خود، رحمت الهی شامل حال این کشور شود.

تعبیر مذاکره در پشت درهای بسته معمولا در مورد جلسات و گفتگوهایی مطرح می شود که مذاکره کنندگان در جلسات غیر علنی بدون حضور خبرنگاران به بحث و گفتگوهای عموما مهم و اساسی می پردازند. در این میان، از این اصطلاح سیاسی می توان یک تعبیر جدید استخراج نمود. کافیست جای خبرنگاران را با ملت عوض کنیم. آنگاه مذاکرات در پشت درهای بسته مفهومی جدید پیدا می کند. مذاکره بدون حضور ملت، بدون در نظر گرفتن ملت، بدون اطلاع از نظر ملت و در یک فضای توهمی!
پیام نوروزی اباما در واقع حامل مطلب جدیدی برای ملت ایران نبود. اباما شاید همان پیام سال پیش را ویرایش کرده بود و دوباره مطابق دستور العمل ارسال نمود. اما شاید بتوان مخاطب این پیام را سران فتنه دانست.
بررسی محتوای سخنان جناب رییس جمهور و برخی نگرش های دیگر نشان می دهد که این حرف ها بیشر به مذاق این آقایان خوش آمده است. به تعبیری دعوت از سران فتنه به مذاکره و مژده به ملت برای تحریم بیشتر. اوباما می داند که موضع نظام جمهوری اسلامی و در واقع موضع ملت ایران در مورد دعوت او از قبل روشن است. اوباما می داند که پاسخ مثبتی از ملت ایران دریافت نخواهد کرد. پس بهتر است که همچنان ملت و نظام تحریم شوند و سران فتنه تشویق.
پیام نوروزی سران فتنه نیز همین مشابهت را دارد. آنچه که این آقایان در به اصطلاح پیام نوروزی خود آوردند همان حرف های قدیمی بود. این پیام حاوی هیچ حرف جدیدی نه برای ملت بود و نه برای نظام. آنها در دره شکست های پیاپی از بصیرت ملت به دنبال مخاطبی می گردند که حرف آنها را درک کند! پیام مهم آنها را بفهمد و مثل ملت ایران نباشد. ملت ایران حرف های این سران را متوجه نمی شوند چون این پیام ها در محیطی آمیخته با توهم تدبیر شده است. از این رو، به نظر می رسد مخاطب پیام این به اصطلاح سران بیشتر جناب آقای اوباما باشد. آنها در واقع با توجه به پیش بینی اتفاقی و یا واقعی از ارسال پیام آقای رییس جمهور، پیشاپیش پیام و به عبارتی چراغ سبزی به سخنان ایشان نشان دادند.
در این میان، اوباما از پیام سران فتنه سرمست و سران فتنه نیز از پیام این رییس جمهور سرخوش هستند. اما این ملت است که می بایست مطابق پیام اوباما تحریم شود. اینگونه چراغهای سبز متقابل و توهمات بی پایه در واقع نوع جدیدی از مذاکرات در پشت در های بسته است.
روزنامه کیهان نوشت:
مأمورمشترک موساد و جاسوس که از حامیان دو آتشه میرحسین موسوی در فتنه پس از انتخابات به شمار می رود، از او خواست ولو به صورت تاکتیکی از امام خمینی دفاع نکند.
نوری زاده در گفت وگو با صدای آمریکا اظهار داشت: آقای موسوی از وفاداری به میراث آیت الله خمینی و انقلاب سخن می گوید. این برای مخالفان معنایی ندارد. دوران آقای خمینی برای اپوزیسیون دوران درخشانی نیست که آرزوی بازگشت به آن دوره را بکنند.
این سلطنت طلب مرتبط با لانه جاسوسی آمریکا که در کودتای ناکام کاظم شریعتمداری علیه حضرت امام مشارکت داشت، اضافه کرد: به نظر من آقای موسوی و مشاورانش اگر برای این مسئله بخواهند سرمایه گذاری کنند اشتباه زیادی می کنند چون به هر حال عملکرد حاکمیت، امروز به مراتب به عملکرد آقای خمینی نزدیک تر است تا آن چه را که آقای موسوی و دوستانش علاقمندند در ایران برقرار شود.
بنابراین باید گفت آقای موسوی شاید به خاطر خلع سلاح مخالفانش و دستگاه حاکمیت ناچار شده به آقای خمینی متوسل بشود اما این نوعی شمشیر دو لبه است و می تواند طرفداران موسوی را آزرده کند. این سلاح خوبی نیست که موسوی بخواهد با آن با مخالفانش و حاکمیت مبارزه کند. دوران آقای خمینی هیچ مسئله درخشانی ندارد. او نباید صحبت از آقای خمینی بکند.
دکتر یاسر سبحانی فرد
اصلاح طلبان در مورد آراء مردمی دارای چند پیش فرض هستند که از میان صحبتهای آنها چنین بر می آید که این پیش فرضها تبدیل به بدیهیاتی در نظر آنها شده و هنگامی که بدیهیات خود را در واقعیت دگرگون شده می یابند به توجیهاتی دیگر روی می آورند. در این نوشتار دو مورد برجسته از این پیش فرض ها که از نظر این نوشتار تخیلاتی سیاستمدارانه ای بیش نیستند ، مورد معرفی و کاوش قرار می گیرد
الف ) رای ما با کیفیت است و رای طرف مقابل بی کیفیت
اصلاح طلبان همواره دارای این ادعا هستند که چون همواره اکثریت تحصیل کرده گان به ما رای می دهند پس آراء ما با کیفیت تر از رقیب است. البته از نظر آنها تحصیلات هم تنها در علوم غیر دینی و جدید واجد اعتبار است.صرف نظر در درسی و یا اشتباه بودن این ادعا می بایست خاطر نشان کرده که کیفیت رای هیچ ارتباطی با سطح تحصیلات ندارد.یعنی اگر هم ادعای اصلاح طلبان در این مورد درست باشد باز هم دلیلی نیست که رای آنها با کیفیت تر باشد.
جهت تعریف کیفیت رای می بایست قبل از هر چیزی دلیل و هدف رای گیری مورد بررسی قرار گیرد.
علت اینکه اصلاح طلبان کیفیت رای را در تحصیلات بیشتر می دانند این است که آنها هدف از رای گیری را کشف حقیق دانسته اند و برای همین بر این باورند که چون هدف از رای گیری سنجش این است که فلان نظر یا روش درست است یا غلط پس کسی که علم بیشتری دارد کیفیت رای بیشتری دارد.
اما ایشان در این زمینه دو اشتباه بزرگ مرتکب شده اند:
1- اینکه تحصیلات بیشتر تنها ملاک کشف حقیقت نیست.
در کشف حقیقت ملاکهای دیگری مانند اطلاعات درست، عقل، منطق ،احساسات، کینه و نوع تخصص تحصیلات و غیره نیز دخیل هستند.تحصیل کرده ای که اطلاعات غلط و مغرضانه به او می رسد از حقیقت دور می شود. تحصیل کرده ای که کینه ای یا احساساتی تصمیم می گیرد اشتباه تصمیم می گیرد. تحصیل کرده فیزیک در زمینه اقتصاد و سیاست و دین با یک غیر تحصیل کرده تفاوت ماهوی ندارد.
2- هدف از رای گیری اصلا کشف حقیقت نیست : بر فرض که همواره ( توجه شود که همواره ) اکثر تحصیل کردگان به اصلاح طلبان رای بدهند و فرض شود که تحصیل کرده گان به حقیقت نزدیکتر باشند اما مشکل اینجاست که هدف از رای گیری اصلا کشف حقیقت نیست.جای کشف حقیقت در مراکز علمی است نه در رای گیری چون کشف حقیقت اکثریت بردار نیست که با رای بتوان آن را مشخص کرد. خورشید دور زمین نمی گشت ولو اینکه تمامی مردم و حتی دانشمندان در هزاران سال بر این باور بوده باشند.کشف حقیقت تنها طی فرآیند تحقیق علمی صورت می گیرد.اکثریت ملاک حقیقت نیست که هدف رای گیری کشف آن باشد.
هدف از رای گیری کسب آگاهی حاکمان از نیازهای مردم می باشد . حاکمان چه براساس قرارداد اجتماعی توماس هابز و چه براساس وظیفه دینی امام علی (ع) نمایندگان مردم در بهبود امور هستند و وظیفه دارند از خواسته های موکلان خود باخبر شده و آنها را اجرا کنند.
حال که مشخص شد هدف از رای گیری کسب اطلاع از نیازها و خواسته های مردم است پس هر رای که نشان دهنده یک نیاز است دارای ارزش برابر با دیگران است. هیچ رایی بر آراء دیگر ارزش ندارد. رای دانشمند و فیلسوف نمایانگر یک نیاز و رای یک بی سواد نیز نمایانگر یک نیاز است و کاملا برابر.پس آراء مردم همه با هم برابر است و این معنای مساوات در دموکراسی است. جایی که حتی ژان ژاک روسوی فرانسوی نیز رای خود را با روستایی فقیر و فرتوت یکی می داند.جایی که امام علی چنین حق و نیازی را برای پیرمرد فقیر ، طلحه و زبیر و خود یکسان می داند.پس این ادعای اصلاح طلبان کاملا مردود است.
ب ) آرای خاموش متعلق به اصلاح طلبان است
اصلاح طلبان همواره بر این اعتقادند که گروهی از مردم که در انتخابات شرکت نمی کنند همواره از جنس آنها هستند و تنها برای این رای نمی دهند که از آنها قهر کرده اند وگرنه اگر در انتخابات شرکت کنند قطعا به آنها رای خواهند داد. این ادعای اصلاح طلبان از آنجا نشات می گیرد که بر این باورند که اولا کسانی که رای نمی دهند قطعا با جمهوری اسلامی مشکل دارند و دوم اینکه این افراد همواره افراد ثابتی هستند و سوم اینکه خواسته های آنها که از جمهوری اسلامی ناراضی هستند و یا اینکه با آن مخالف هستند همواره از جنس خواسته های اصلاح زلبان است و یا لااقل به آن نزدیک است.
فرض اول آنها باطل است. افرادی که در انتخابات شرکت نمی کنند الزاما همگی مخالف جمهوری اسلامی نیستند. این افراد ممکن است مخالفان جمهوری اسلامی ، افراد بی تفاوت نسبت به جمهوری اسلامی ، افراد بیزار یا بی تفاوت به کلیه سیاستمدارن و مفهوم سیاست باشند و اما گروه مهمی دیگر از مردم هستند که با اصل جمهوری اسلامی مخالف نیستند ولی از آن رنجش خاطر دارند
فرض دوم آنها نیز باطل است. همه افرادی که اکثرا رای نمی دهند (به طور میانگین 30 تا 40 درصد از مردم) افراد ثابتی نیستند. گاهی فردی در یک انتخابات به دلایل متعدد اقتصادی ، سیاسی ، شخص و نارضیاتی های دفعتی رای نمی دهد ولی در انتخابات دیگر رای می دهد.
بطلان فرض سوم این جماعت از آنجا آشکار است که خواسته های مردمی از یک حکومت را تنها در شعارهای خود می دانند.گویی که مردم هیچگاه طالب امنیت ، اقتصاد بهتر و رفع تبعیضات اجتماعی نیستند. مردم هیچگاه نسبت به مفاسد اقتصادی و سیاسی معترض نیستند.اصلاح طلبان بر این باورند که دلیل نارضایتی مردم از یک حکومت و یا دلیل مخالفت آنها با یک حکومت تنها می تواند به دلایل آزادی های اجتماعی بر می گردد.بر همین اساس هنگامی که احمدی نژاد توانست در انتخابات دهم ریاست جمهوری حتی بر آرای خاموش نیز چنگی بیفکند چنین چیزی را بسیار عجیب و غریب دانستند.
آنها انکار می کنند که بسیاری از مردم برای این رای نمی دهند یا رای نمی دادند که به درست یا غلط بر این باور بودند که رای خود را دخیل در اداره کشور نمی دانستند و معتقد بودند عده ای دیگر آمده اند جای شاه و شاه زادگی را با عناوین دیگر گرفته اند.عده ای آمده اند و به نام اسلام به جیب های خود می رسند.اصلاح طلبان نارضایتی مردم را از تبعیضات اجتماعی و اقتصادی انکار می کنند و معتقدند مردمی که ناراضی اند تماما آزادی های اجتماعی و روش زندگی غربگرایانه ای را که آنها شعار خود کرده اند را طلب می کنند و این خواسته ها را نیز بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند.از نظر آنها هر وقت مردم در انتخابات زیاد شرکت کنند پس لاجرم آنها باید رای بیاورند چرا ؟ چون تنها یک بار و در دوم خرداد این اتفاق افتاد.اما پاسخی برای انتخابات مجلس پنجم که آنها نه حضور داشتند و رای اورند ندارند.انتخاباتی که رکورد دار شرکت مردم در انتخابات مجلس است.
تخیلات از این دست زیاد هستند که هر یک نوشتاری را می طلبد. تخیلاتی که در نهایت به جنون و هدر دادن سرمایه های امنیت و اقتصاد و آبرو و وقت یک ملت در سال 88 انجامید.
"اکثر این مردم جز از گمان باطل خود از چیزی پیروی نمی کنند و این درحالی است که خیالات موهوم هیچ کس را از حقیقت بی نیاز نکرده و به علم نمی رساند و خدا به هر چه می کنند آگاه است". سوره یونس آیه 36

قم - خبرگزاری مهر: مسئول ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت آیتالله محمد فاضل لنکرانی گفت: سومین مراسم سالگرد این مرجع تقلید روز پنجشنبه 23 اردیبهشت ماه همزمان در سراسر کشور، در 13 کشور جهان نیز برگزار میشود.
به گزارش خبرنگار مهر در قم، حجتالاسلام سید جواد نورموسوی عصر یکشنبه در گفتگو با خبرنگاران اظهار داشت: تاکنون شیعیان کشورهایی از قبیل کویت، بحرین، امارات، قطر، انگلستان، مالزی، روسیه، آذربایجان، سوریه، لبنان، افغانستان، عربستان و پاکستان برای برگزاری این مراسم اعلام آمادگی کردند.
وی با بیان اینکه ممکن است این مراسم در کشورهای دیگر جهان نیز برگزار شود، تصریح کرد: در قم نیز این مراسم با سخنرانی یکی از شخصیتهای مطرح کشور در مسجد اعظم برگزار خواهد شد.
مسئول ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت آیتالله فاضل لنکرانی با اشاره به آغاز فعالیت این ستاد از سه ماه قبل گفت: سومین مراسم سالگرد این مرجع تقلید مقارن با نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران است و طبق هماهنگیهای انجام شده، مقرر شد مراسم تجلیل از شخصیت علمی آیتالله فاضل لنکرانی در این نمایشگاه برگزار شود.
نورموسوی گفت: تجلیل از مقام علمی و فقهی آیتالله فاضل لنکرانی در نماز جمعه مراکز استانی کشور، برگزاری مراسم گرامیداشت این شخصیت وارسته در دانشگاهها، مساجد، مدارس آموزش و پرورش، مدارس علمیه سراسر کشور و همچنین دفاتر و مراکز وابسته به مرجع تقلید از دیگر برنامههایی دانست که همزمان با سالگرد این مرجع تقلید اجرا میشود.
مسئول ستاد برگزاری مراسم گرامیداشت آیتالله فاضل لنکرانی خاطرنشان کرد: همچنین ویژه برنامهای توسط سازمان ملی جوانان، سازمان اوقاف و امور خیریه، شهرداری قم، دفتر تبلیغات اسلامی، مرکز مدیریت حوزههای علمیه و دیگر نهادهای عضو این ستاد در نظر گرفته شد.
نورموسوی با اشاره به برگزاری بیش از 10 هزار مورد مراسم دومین سالگرد ارتحال این مرجع تقلید در سراسر کشور و برخی کشورهای خارجی اظهار داشت: حضور گسترده و باشکوه مردم در مراسم و مجالس مراجع عظام تقلید به ویژه آیتالله فاضل لنکرانی نمایانگر عمق ارتباط قلبی مردم با روحانیت و مراجع تقلید است، به تعبیری امروز اگر شیعه زنده است به برکت وجود مراجع عظام تقلید بوده و هست.
وی اضافه کرد: 14 نهاد و موسسه فرهنگی و دولتی عضو ستاد برگزاری مراسم گرامیداشت سالگرد آیتالله فاضل لنکرانی هستند.

نخست وزیر ترکیه روز یکشنبه اعلام کرد جهان چشمان خود را در برابر برنامه هسته ای اسرائیل بسته است.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از آسوشیتدپرس ، رجب طیب اردوغان گفت : در نظر دارد در این خصوص در نشست امنیت هسته ای در واشنگتن گفتگو کند.
وی افزود : برنامه هسته ای ایران به سبب عضویت این کشور در آژانش بین المللی انرژی اتمی به دقت مورد بررسی قرار گرفته است؛ این در حالیست که اسرائیل معاهده منع گسترش سلاحهای هسته ای (ان پی تی) را امضا نکرده است و " آزاد است تا هرکاری که دوست دارد انجام دهد".
اردوغان خاطرنشان کرد:" ما از این مسئله ناراحتیم و این مسئله را اعلام می کنیم".
نخست وزیر ترکیه این اظهارات را در گفتگو با خبرنگاران پیش از عزیمت به واشنگتن اعلام کرد.
بر اساس این گزارش ، رژیم صهیونیستی از لغو سفر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل به واشنگتن خبر داد زیرا براین باور است که ترکیه و دیگر کشورهای مسلمان در خصوص برنامه هسته ای تل اویو سخن به میان خواهند آورد.

خبرگزاری فارس: شنیده شده، "باربارا اسلوین " روزنامه نگاری که در خلال حوادث پس از انتخابات مواضع ضد ایرانی بسیاری داشته و یکی از حامیان جنبش سبز در رسانههای آمریکا به شمار میرود، در اقدامی قابل تامل توسط دستگاههای مربوطه با دریافت ویزای ایران، بزودی به کشورمان سفر خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، اسلوین یکی از مفسران دائم سیاست خارجه آمریکا در "نشنال پابلیک رادیو "، " Public Broadcasting System " و شبکه " C-SPAN " است. وی قبل از آنکه به خارج از آمریکا حرکت کند، نویسنده و ویراستار بخش "بازبینی هفته " روزنامه آمریکایی "نیویورکتایمز " بوده است. باربارا مدرک لیسانس خود را در رشته زبان و ادبیات روسی در دانشگاه هاروارد کسب کرده است و در دانشگاه دولتی لنینگراد نیز تحصیل کرده است. وی یکی از اعضای شورای روابط خارجی است.
نکته تامل برانگیز تر پیرامون سفر این خبرنگار آمریکایی به کشورمان این است که نام موسسه ای که اسلوین عضو آن است، در لیست اعلام شده موسسات برانداز وزارت اطلاعات آمده است، ولی چرا کارمند این موسسه حکم برائت گرفته، و آزادانه می تواند به ایران سفر کند مشخص نیست؟
اسلوین در بخشی از جدیدترین مقاله خود با عنوان "مخالفان ایران مخفیانه در حال رشد هستند " در جهت حمایت از جنبش سبز نوشته است: کارشناسان ایرانی بر این باور هستند که جنبش مخالفان ایران هنوز یک رهبر کاریزما ندارد اما دارای گروهی از سازماندهندگان رو به رشد و مختلف از جمله دانشجویان بیشمار و کارآزمودگان حادثه کوی دانشگاه در سال 1999 میباشد.
وی ادامه داده "از آنجایی که دولت ایران بر این دو فرد [موسوی و کروبی] متمرکز شده است، نسل جدیدی از فعالان این جنبش در پشت صحنه در حال تلاش هستند تا این جنبش را حفظ کنند. "
وی که قبلا به ایران آمده و با هاشمیرفسنجانی و موسوی ملاقات داشته، طی مقالهای در مجله واشنگتن تایمز به کمک سعاد .ج (دختر یکی از کارمندان فعلی دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن)، از موسوی حمایت کرده و بر علیه بسیج مقاله نوشتهاست. در حرکت دیگر باربارا اسلوین به همراه مهدی جدینیا که در تلویزیون WIN TV که صاحب آن شخصی بنام بهروز بهبودی است و از دین اسلام به مسیحیت روگرادانیده است ! و با هدف براندازی ایران با سناتور مک کین و جمهوریخواه کار میکند، مقالاتی را برعلیه ایران نوشتند.در زمینه اهداف این سفر به نظر میرسد پیامهائی از طرف جمهوریخواهان آمریکا توسط باربارا با رهبران فتنه رد و بدل خواهد شد.
برخی از عناوین مقالات اسلوین که در روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز اخیرا به چاپ رسیده عبارتند از "با گسترش تظاهرات، دولت ایران یکهزار نفر را دستگیر کرد "، "بیثباتی در پس کجخلقیهای ایران "، "مخملباف: تحریمهای ایران ناکافی است "، "ایران به دنبال زمان بیشتری برای توافق تبادل اورانیوم است ".
همچنین باربارا اسلاوین سردبیر سابق روزنامه دست راستی وصهیونیستی واشنگتن تایمز ، اخیراً در رابطه با سفرهای خود به ایران نوشتهاست: من در طول 13 سال گذشته شانس آورده و هفت بار موفق به اخذ روادید جهت سفر به ایران شدم. اما پس از مقالهای در مورد رضا پهلوی این مسئله را آموختم که هیچگونه ضمانتی وجود ندارد.
وی در ادامه مینویسد: مرزبانان عوض میشوند و لازم است "کارچاق کن "های جدید استخدام شوند تا راه را برای خبرنگار هموار نمایند. گاه بنظر می رسد دولت ایران خبرنگاران آمریکائی کم اطلاع و انعطاف پذیر را ترجیح میدهد اما در مورد من اینچنین نبوده است. در حقیقت باید بگویم دسترسی من به مقامات ایرانی با گذشت زمان بهتر شده است. "
"باربارا اسلوین "، معاون سردبیر بخش جهان و امنیت ملی در روزنامه آمریکایی "واشنگتنتایمز " قبل از آنکه در ژوئیه سال 2008 به روزنامه واشنگتنتایمز بپیوندد، نویسنده کتاب سال 2007 درباره ایران با عنوان "دوستان تلخ، دشمنان صمیمی:ایران، آمریکا و مسیر پیچیده به سمت تقابل " بود.
اسلاوین مینویسد که برای نوشتن این کتاب از حمایت مالی مرکز وودرو ویلسون برخوردار بوده است. اسلاوین در این کتاب کراراًً از خاتمی به عنوان فردی روشنفکر و اصلاحطلب یاد میکند و از رئیس جمهور کنونی ایران با بکاربردن واژههائی حاکی از عدم آگاهی و عدم تجربه سخن میراند و میتوان گفت دولت خاتمی را تأیید و دکتر محمود احمدی نژاد را بعنوان فردی شدیداً مخالف آمریکا محکوم مینماید. نویسنده میافزاید: "در مقایسه با خاتمی که فردی با نزاکت و جذاب بود که متأسفانه در آخر کار نتوانست موفق شود، [آیت الله]خامنهای و دیگر روحانیون، دست راستی های مستبد بنظر میآمدند. اما در مقایسه با احمدی نژاد، [آیت الله]خامنهای میانه رو بوده و رهبری فرزانه است که بموقع در مسائل کشوری مداخله میکند تا فعالیتهای رئیسجمهور جوان رادیکال را کنترل کند.
ورود سهل الوصول این خبرنگار آمریکایی در حالی صورت می گیرد که خبرگزاری فارس از دوسال پیش درخواست تاسیس دفتر خود در واشنگتن را ارائه داده اما با کارشکنی طرف آمریکایی و برخی افراد دیگر روبرو شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهان کل ارتش و سپاه و جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی، با اشاره به جایگاه نیروهای مسلح به عنوان حصن و حصار یک ملت و کشور و لزوم استحکام و هوشیاری دائمی این حصار، تأکید کردند: استحکام واقعی یک نظام و ملت، توکل به خداوند متعال، هوشمندی، داشتن اعتماد به نفس، باور به توانایی ایستادگی و تقویت قدرت ایستادگی است.
ایشان با اشاره به شرایط کنونی دنیا و حاکمیت زور، ظلم، جهل و شهوت خاطرنشان کردند: در چنین دنیایی، استحکام و قدرت نیروهای مسلح و حفظ هوشمندی و اقدام مدبرانه و شجاعانه، اهمیت دو چندان دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به عملکرد ظالمانه و تجاوزکارانه برخی قدرتها و سران آنها تحت لوای شعارهای فریبنده افزودند: امروز کسانی که جنگ طلب واقعی هستند، نام صلح را بر زبان می آورند و همین افراد که هیچ حق و اعتباری برای انسانها قائل نیستند، شعار حقوق بشر سر می دهند.
حضرت آیت الله خامنهای تأکید کردند: برخی دولتها و سران آنها از تجاوز، و پلیدترین شیوه ها از جمله ایجاد سازمانهای تروریستی و حمایت از تروریستها برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده می کنند ولی در مقابل افکار عمومی دنیا، چهره ای آرام و انسان دوستانه به خود می گیرند و از الفاظ به ظاهر متین استفاده می کنند.
ایشان با تأکید بر اینکه در چنین دنیای مبتنی بر فریب، دروغ، ظلم و زور نقابدار، برخی قدرتها به دلیل غرور و اعتماد به پایه های پوشالی قدرت، اختیار خود را از دست می دهند، افزودند: نمونه این موضوع، سخنان اخیر رئیس جمهور امریکا است که ملت ایران را تلویحاً تهدید به استفاده از سلاح اتمی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این سخن بسیار عجیب است و دنیا نباید از آن بگذرد زیرا در قرن بیست و یکم که قرن ادعاهای حمایت از حقوق بشر و مبارزه با تروریسم است، رئیس یک کشور تهدید به حمله اتمی می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای اینگونه سخنان را به ضرر امریکا دانستند و خاطرنشان کردند: معنای اینگونه سخنان این است که دولت امریکا، دولتی شریر و غیرقابل اعتماد است.
ایشان افزودند: امریکاییها در سالهای اخیر تلاش زیادی کردند تا بگویند جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای غیرقابل اعتماد است در حالیکه اکنون مشخص است، غیرقابل اعتماد، آن دولتهایی هستند که بمب اتمی دارند و با بی حیایی دیگران را تهدید به بمب اتم می کنند بنابراین سخنان رئیس جمهور آمریکا، رسوا کننده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در چنین دنیایی باید بسیار هوشیار بود، خاطرنشان کردند: در این شرایط، مهمتر از آمادگی های نظامی و رزمی، آمادگی های روحی و معنوی و قدرت عزم و توان ایستادگی یک ملت در برابر تندبادها است.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: استحکام یک نظام، به ایمان، قدرت و توانایی ایستادگی، عزم راسخ، و فریب الفاظ فریبنده را نخوردن، است.
ایشان با اشاره به دائمی نبودن تندبادها افزودند: ملت ایران اکنون بعد از گذشت 30 سال، در همه زمینه ها پایدارتر و قوی تر است و نشان داده که توانایی ایستادگی در مقابل انواع دشمنی ها را دارد.
فرمانده کل قوا در بخش دیگری از سخنان خود نیروهای مسلح را به اتخاذ تدابیر لازم جهت ارتقای توان رزمی و دفاعی توصیه و تأکید کردند: نیروهای مسلح باید همواره آمادگی و هوشیاری کامل در برابر تهدیدها را داشته باشند و لازمه آن هم برنامه ریزی و جدی گرفتن آموزش و تدابیر مورد نیاز نظامی و دفاعی است.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگیهای نیروهای مسلح را دارا بودن تجربه های امیدآفرین دوران دفاع مقدس برشمردند و بر لزوم ارتقاء معنویت و بصیرت و تعمیق اعتقادات دینی تأکید کردند.
در ابتدای این دیدار سردار سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ضمن ارائه گزارشی از آمادگی ها و توانمندیهای نیروهای مسلح تأکید کرد: نیروهای مسلح ضمن حفظ آمادگی و هوشیاری، مصمم هستند با کار و تلاش مضاعف، آموزشها و آمادگی های خود را در زمینه های نظامی، دفاعی، و ترویج روحیه جهادی و بسیجی، ارتقاء بخشند.
در پایان این دیدار، نماز جماعت ظهر و عصر به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه شد.
هرچند کمتر کسی به صحبتهای محسن مخملباف(بخوانید خالیباف یا خیالباف!)، کارگردان فراری مقیم فرانسه که عملا به جیره خوار سفره استکبار تبدیل شده اهمیت می دهد؛ اما از آنجایی که در ماههای اخیر، هجمات سنگینی علیه مقام معظم رهبری و نظام اسلامی داشته است، بر خود لازم دیدم که به برخی از دروغ های وی بپردازم.

او چندهفته پیش مطلبی را تحت عنوان «رازهای زندگی [آیت الله] خامنه ای» منتشر کرده که عقده گشایی دشمنان از نظام اسلامی و رهبری آن به وضوح در آن موج می زند. بنظرمن مخملباف، بازیچه ای بیش در دست استکبار نیست و هرچه آنان خواسته اند و گفته اند، مثل یک پسر خوب بعنوان دیکته شبش نوشته است!
* در همین زمینه یک کارشناس حقوقی وزارت خارجه می گوید: بسیاری از افرادی که از ایران خارج می شوند مجبورند برای اخذ پناهندگی دلایلی را به عنوان انگیزه خود مطرح کنند که کشور بیگانه آنها را بپذیرد. مهمترین این دلایل با توجه به مجازاتهای کیفری آن در کشور بدین شرح است: 1. اذعان به همجنس باز بودن (چون مجازات آن در اسلام اعدام است) 2. تغییر دین دادن از اسلام (شرط ارتداد) و 3. پناهندگی سیاسی ( که بیشتر برای چهره های مشهور است).
بیشترین سوء استفاده این کشورها از گروه سوم است چرا که افراد را در قبال سرویسهایی که به عنوان خدمات دریافت می کنند مجبورند، تا نطق ها و بیانیه های سرویسهای جاسوسی بیگانه را به زبان خود مطرح کنند.
* مخملباف در این مطلب، در ادعایی مضحک اعلام کرده است: مقام معظم رهبری دارای حداقل 100 اسب به ارزش 40 میلیون دلار، چندین کاخ و خانه چند هکتاری، هواپیما و بالگرد اختصاصی و ... می باشند. وی همچنین در این افشاگری خود از کلکسیون های چندین میلیون دلاری رهبر انقلاب که از هدایای رؤسای کشورهای خارجی تشکیل شده، می گوید!
انصافا بعضی تهمت ها با هیچ چسبی به افراد نمی چسبد! مثل رفاه طلبی و تجمل گرایی به رهبر انقلاب، و مذهبی بودن و وطن دوستی به مخملباف!!
هرکس کوچکترین اطلاعی از زندگی خصوصی حضرت آیت الله خامنه ای داشته باشد، ساده زیستی ایشان را مورد تایید قرار می دهد.
ضمنا پیشنهاد می کنم مشهد که تشریف بردید سری هم به موزه امام رضا(علیه السلام) بزنید تا مشاهده کنید رهبر انقلاب، تمام هدایایی که توسط مقامات کشورهای خارجی به ایشان اهداء شده را وقف این موزه کرده اند.
* آیت الله جوادی آملی درباره رعایت بیت المال توسط رهبر انقلاب می گویند: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم . سفره را که گستردند ، فرزند ایشان نیز نشسته بـود . آیت الله خامنه ای به وی نگاهی کردند و فرمودند : « شما پاشو برو ! » من خدمت ایشان عرض کردم : اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند ؛ من از او خواستم که با هم باشیم . آقا فرمودند : « ایـن غـذا مـال بیـت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید . برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند . آنها به منزل بروند و از غذای خانه بخورند.» من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا داده است...»
چند نقل قول و مصاحبه جالب دیگر درباره ساده زیستی رهبر انقلاب را در اینجا بخوانید. این مصاحبه هم خواندنی است.

* در جای دیگر آن مطلب آمده است: «زمانی که مجتبی در حوزه علمیه قم مشغول تدریس است، هشت نفر از او محافظت می کنند.»
البته محافظت از مقامات مهم کشور و نزدیکان آنها، خصوصا در شرایطی که دشمنان تمام توان خود را برای ایجاد تشنج در کشور بسیج کرده اند، امری کاملا منطقی و عاقلانه است.
اما یکی از دوستان من در همان کلاسی که آقای مجتبی خامنه ای در قم درس می دادند، حضور داشته است. از او در این مورد پرسیدم؛ گفت: «هشت تا؟! خیلی کم گفته! ما طلاب درکنار قاطبه ملت ایران، هرکداممان محافظ و سربازی برای پدر ایشان هستیم... ولی آقا مجتبی همیشه با یک راننده و یک محافظ، خودشان را به سر کلاس می رساندند. محافظ حتی سر کلاس هم نمی رفت و فقط طلاب سر کلاس حضور داشتند.»
* در بخش دیگر مطلب مخملباف آمده است: «مصطفی صاحب یک فرزند به نام جواد است. جواد مسئول سازمان های مذهبی در بیت رهبری است.»
جالب است بدانید سید جواد خامنه ای(نوه رهبر انقلاب) اکنون 14 سال سن بیشتر ندارد !!!
اتفاقا 3-2 سال پیش که توفیق حضور در روضه بیت رهبری را پیدا کرده بودم، بعد از پایان مراسم، شاهد بودم که سید جواد(مسئول سازمان های مذهبی بیت رهبری!) و دوستانش با همان معصومیت دوران کودکی، در حیاط مشغول بازی بودند!
احتمالا مخملباف و اربابانش، فقط لیستی از اسامی افراد مربوط با رهبری در اختیار داشته اند و طبق تخیلات خود، به هرکدام از آن اسامی نقشی را عطا کرده اند تا پازل دروغ هایشان کامل شود!
* در این مطلب، چند گاف بزرگ املایی هم وجود دارد که شائبه دیکته ای بودن مطلب را تقویت می کند! بعنوان مثال، نام آقای «محمدهادی نژاد حسینیان» (وزیر صنایع در دولت آقای هاشمی) در این مطلب به اینصورت نوشته شده است: «نجات حسینیان» !!!
* حضرت امام سجاد(علیه السلام)می فرمایند: الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقا. یعنی «سپاس خدای را که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد.»
به نقل از وبلاگ موج روح الله

بعد از ناتوانی آمریکا بخاطر وارد کردن روسیه و چین برای ادامه تحریم ها علیه ایران،کلینتون در نشست سالانه آیپک تنها به اینسخن ساده کوتاه بسنده کرد که " ایران هسته ای غیر قابل قبول است." ولی به راستی چرا ایرانی ها باید این سخنان را جدی بگیرند؟در حالی که تاکنون اوباما چندین بار برای ایران ضرب الاجل تعیین کرده است و ایران هم به تمامی آن ضرب العجل ها بی اعتنا بوده، چرا اوباما این موضع ایران را نادیده می گیرد و عملاً کاری انجام نمی دهد.
به گزارش رجانیوز، روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: سال گذشته آمریکا تلاش کردکه روی گزینه تحریم ایران کار کند و سارکوزی بارها از اوباما خواسته بود که تحریم ها علیه ایران را بدون روسیه و چین ادامه دهد ولی اوباما پافشاری کرده است که وی به کمک هر دوی آنها نیازدارد .
آمریکا سال گذشته خیلی زود متوجه شد که در شورای امنیت برای کسب رای علیه ایران تنهاست وحتی برزیل و ترکیه که دو عضو غیر دائمی شورای امنیت بشمار می روند نیز با او همراهی نکردند و تازه این دو کشورنیز در ماه های اخیر روابط بسیار خوبی با ایران برقرار کرده وسطح روابط خود با ایران را گسترش دادند.
در ادامه این گزارش آمده است: اوباما به گونه ای رفتار می کند که گویی قبول برنامه هسته ای ایران اجتناب ناپذیراست.
وال استریت ژورنال در ادامه گزارش خود می نویسد:تمامی رفتارهای اوباما حاکی از آن است که وی پذیرفته است که ایران هسته ای غیر قابل اجتناب است حتی اگر حاضر نباشد که این امر را بطور آشکارا بیان کند .
در همین رابطه سال قبل نیز هیلاری کلینتون اعلام کرد:"اگر ایران به سلاح اتمی دست پیداکند آمریکا درصدد گسترش ایده چتر دفاع هسته ای آمریکا برای تمامی خاورمیانه خواهد بود."هر چند وی بسرعت این حرف خود را لاپوشانی کرد ولی بسیاری آن را یک اشتباه لفظی از طرفوی خواندند.
اغلب موسسات سیاست خارجی آمریکایی و اروپایی بر این باورند که برنامه هسته ای ایران به موفقیت خواهد رسید وتمامی این سازمان ها بیشتر توجه خود را به این امر معطوف داشته اند که بعد از قبول ایران هسته ای چه باید کرد.در حال حاضر بسیاری پذیرفته اند که ایران هسته ای غیر قابل اجتباب است و قبول این امر بسیار راحتتر ازگزینه حمله به تاسیسات هسته ای ایران است.
روزنامه وال استریت ژورنال در ادامه نوشت: با تمام اینها آمریکا باید بداند که برنامه هسته ای ایران بزرگترین شکست دیپلماتیک آمریکا محسوب می شود زیرا دشمنان آمریکا آن را نوعی طلبکاری ظالمانه می دانند و دوستانش نیز آن را بهانه ای برای فاصله گرفتن از آمریکا و تازه این یک نگاه خوشبینانه به قضیه است.
جورج بوش ،رئیس جمهور قبلی آمریکا این اشتباه بزرگ را انجام داد که نسبت به ایران هسته ای نتوانست کار زیادی انجام دهد و به نظر می رسد که اوباما نیز این اشتباه وی را تکرار خواهد کرد.

استفاده ارتش انگلیس از نمادهای اسلامی نظیر تصویر مساجد در تمرینات نظامی و به عنوان هدف برای تیراندازی، با واکنش مسلمانان این کشور روبرو شده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه ایندیپندنت انگلیس، ارتش انگلیس برای آماده سازی نیروهای نظامی خود جهت عزیمت به افغانستان از نمادهای اسلامی نظیر تصویر مساجد مسلمانان در تمرینات تیراندازی این نیروها به عنوان هدف استفاده میکند.
این روزنامه تصریح کرد که پس از برملا شدن این ماجرا، وزارت دفاع انگلیس عذرخواهی کرده است. این در حالی است که مسلمانان انگلیس پس از با خبر شدن از این اقدام ارتش انگلیس نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و اقدام مذکور را حرکتی که به روابط ارتش و مسلمانان در انگلیس لطمه میزند، ارزیابی کردهاند.
مسلمانان انگلیس قرار دادن تصویر مسجد بر روی سیبل تیراندازی را معرفی مساجد مسلمانان به عنوان تهدید بالقوه و خدشه دار کردن وجهه اسلام و مسلمانان ارزیابی کرده و خواهان برداشتن این تصاویر شدهاند

شاهزاده ناکام خواستار همکاری بیشتر جنبش سبز برای تغییر نظام جمهوری اسلامی شد!
رسالت نوشت؛ رضا ربع پهلوی که هفته گذشته خود را جزء مالکین اولیه جنبش سبز معرفی کرده بود در جدیدترین افاضات خود در مصاحبه با یک سایت خبری فرانسوی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه نهایت همکاری ایده آل میرحسین موسوی با شما چیست، گفت: به نظر من موسوی و مجموعه جنبش سبز میتوانند یاری رسان من باشند تا بتوانیم نظام دیگری را جایگزین جمهوری اسلامی کنیم.
شاهزاده در حسرت تاج و تخت در پاسخ به سوالی درباره نظرش نسبت به فرقه ضاله بهائیت گفت: بهائیت مورد تائید کامل من است و نباید محدودیتهایی برای آنها ایجاد شود!

سایت رسمی حزب اعتمادملی مدعی شده است که در صورت انتشار سخنان سردبیر سابق این سایت درباره صحت ادعاهای شیخ اصلاحات، مهدی کروبی واکنش قاطعی نشان خواهد داد.

ضعف فاحش و آشکار در خصوص مدیریت، کارکنان، محتوا و مطالب این رسانه وجود دارد. تا جایی که نه تنها به مبارزین راه آزادی و کسانی که در جستجوی حقوق بشر هستند کمک نمی کند، بلکه به آن ها ضرر هم می رساند.
به گزارش کیهان، درنامه 70 نماینده کنگره به اوباما آمده است: گرچه تحریم های اقتصادی و تلاش برای انزوای ایران در جامعه بین المللی ضروری است اما معتقدیم بزرگ ترین ضربه به جمهوری اسلامی توسط مخالفان زده می شود و دولت آمریکا باید در کنار این گروه مبارز بایستد... ما خواهان بررسی سوء مدیریت در بخش فارسی صدای آمریکا هستیم. بودجه این رسانه توسط دولت آمریکا تأمین می شود اما ظاهراً از سوی دولت ایران هدایت می شود. ضعف فاحش و آشکار در خصوص مدیریت، کارکنان، محتوا و مطالب این رسانه وجود دارد. تا جایی که نه تنها به مبارزین راه آزادی و کسانی که در جستجوی حقوق بشر هستند کمک نمی کند، بلکه به آن ها ضرر هم می رساند.
درباره این ادعا آلکس بلیدا مدیر بخش فارسی صدای آمریکا توضیحاتی ارائه کرد و از جمله درباره این انتقاد که «چرا شما مانند کانال چهار انگلیس با فردی که عضو بسیج در ایران و پناهنده معرفی شد و نسبت به سرکوب ها ابراز ندامت کرد، مصاحبه نکردید و درخواست مصاحبه را رد کردید»، گفت: سردبیر ما نسبت به درستی گفته های آن فرد مطمئن نبود. شک ما هنگامی بیشتر شد که از او سأال ساده درباره هویتش کردیم و این سأال ساده ای است که هر کسی در موقعیت او باید جواب آن را می دانست. اما او پاسخی نداشت.
وی درباره امتناع از مصاحبه با فردی به نام محمدرضا مدحی که در بانکوک خود را سپاهی و نادم معرفی کرده بود گفت: ما تنها از یک مصاحبه ]مصاحبه نامبرده با بانکوک پست[ آگاهیم. هیچ رسانه ای نتوانست با او ارتباط برقرار کند. سردبیر ما نسبت به اعتبار این شخص که خود را فردی مهم معرفی می کرد، مطمئن نبود.
الکس بلیدا همچنین گفت: اگر ما مرتکب خطایی شویم، آن را می پذیریم و درصدد جبران آن برمی آییم اما به دیگران اجازه نخواهیم داد از آنچه ما انجام می دهیم تصویری بی اساس و ناعادلانه و مزخرف ارائه دهند.
استیو ردیش از دیگر سردبیران ارشد صدای آمریکا هم در واکنش به ادعای نماینده کنگره، این ادعا را مزخرف توصیف کرد.
60 تا 70 درصد (اکثریت) اعضای فراکسیون اقلیت به دلایل مختلف ترجیح داده اند در این ملاقات ها حاضر نشوند. عدم حضور در ملاقات با کروبی و موسوی به ویژه از آن جهت قابل تفسیر است که شماری از اعضای اقلیت در برخی اظهارات خود نسبت به تندروی کور این دو و نوشتن هزینه های گزاف به پای اصلاح طلبان معترضند.
به گزارش کیهان، اما گزارش های منتشره حاکی از آن است که از قضا سرکنگبین صفرا فزوده است. در حالی که فراکسیون اقلیت حدود 50 نفر عضو دارد تصاویر منتشره حاکی از آن است که در هر یک از این ملاقات ها بین 14 تا 20 نفر حضور داشته اند که البته در بین آنها بعضاً افراد غیرنماینده هم دیده می شوند. به تعبیر دیگر 60 تا 70 درصد (اکثریت) اعضای فراکسیون اقلیت به دلایل مختلف ترجیح داده اند در این ملاقات ها حاضر نشوند. عدم حضور در ملاقات با کروبی و موسوی به ویژه از آن جهت قابل تفسیر است که شماری از اعضای اقلیت در برخی اظهارات خود نسبت به تندروی کور این دو و نوشتن هزینه های گزاف به پای اصلاح طلبان معترضند.
خاتمی در دیدار اقلیت «اقلیت مجلس» خواستار فعال شدن مجلس در جهت خواسته ها (از جمله آزادی زندانیان و آزادی انتخابات شد). وی بررسی سیاست های کلی انتخابات در مجمع تشخیص را گامی امیدوارکننده توصیف کرد.
وی برخلاف رویه تاثیرپذیری اقلیت مجلس و حملاتی که متضمن اهانت به اقلیت هم هست گفت: مجلس نباید تابع جریانی بیرون از خود باشد. اتفاقاً وقتی می گوییم انتخابات آزاد یعنی مجلسی بیاید که واقعاً نماینده افکارعمومی و اراده ملت باشد.
اما کروبی در دیدار جمعی از اعضای اقلیت ضمن انتقاد از رواج تهمت و دروغ مدعی شد: علاوه بر آن که عزای امام راحل و انقلاب را گرفته ام، امروز عزای اسلام و امیرالمومنین را با این رفتارها گرفته ام.
این اظهارات در حالی است که وی چند ماه پیش به خاطر عقده های شکست انتخاباتی و آلت دست واقع شدن برای طیفی از ضدانقلاب، مدعی تجاوز به بازداشت شدگان گردید و حتی کسانی به عنوان کشته حوادث پس از انتخابات معرفی کرد که بعدها معلوم شد ربایش آن افراد صحنه سازی خود افراطیون بوده است. سایت وابسته به حزب کروبی (سحام نیوز) دیروز از باب «الخائن خائف» نسبت به اعتراف احتمالی محمد داوری سردبیر بازداشت شده این سایت که با کروبی در ترویج دروغ و شایعات همکاری داشته، ابراز نگرانی کرد و مدعی شد وی احتمالا تحت شکنجه علیه کروبی اعترافاتی را مطرح خواهد کرد!
میرحسین موسوی هم در حالی که پیشه کردن دیکتاتوری و قانون شکنی به مقابله با انتخابات و رای اکثریت (عقل جمعی) پرداخته در دیدار جمعی از اعضای اقلیت مجلس به ستایش از حضرت امام پرداخت و گفت: اگر در انتخابات و حوادث پس از آن به عقل جمعی رجوع می شد شاهد اتفاقات تلخ نبودیم.

آن صاحب آرای ندیده، گوینده اقوال عدیده. آن مرد ادب دارِ ادب دوست، آن کس که خورد خربزه با پوست. آن صاحب گفتار تند و تیز، در پاسخ هر سوال بگفت چیز. آن یک ز جمع سران فتنه، آن پیرو آزادی و دشنه. آن شمارنده آرای تقلبی، همراه شیخ مهدی کروبی. آن عضو گروه نخشب طرفدار شوروی، آقا میرزا میر حسین موسوی(کثر ا... طرفداره).
از دارندگان زمام بود و وقت انقلاب در حمام، جویای نام بود و دنبال ستاره بختش روی بام و از این رو در دام و برای اجانب رام و گویند دلیلش این که خام بود. خدایش هدایت کناد.
نقل است روزی در کوی و برزن همی میگشت و خلایق را نظاره همی میکرد. ناگاه دید که کسی به کس دیگری گفت: "بد". میرزا از کوره در رفت و نزد کس اول شد و گفت: ای مردتیکه، بیپدر، عوضی، نفهم، بیشعور، احمق، خرافاتی، دروغگو،رمال،خر،... چرا فحش میدهی؟ و آن سه نقطه سه روز و سه شب طول کشید تا به علامت سوال رسید و او بس کرد. از بس او با ادب بود و ادبش به ز دولتش.
در خبر آمده که در کودکی چون میان او همسالانش دعوا بالا میگرفت و سخت آشفته میشد، هیچ نمیگفت الا اینکه کاغذ و دوات برداشته قیافه او را کشیدن میگرفت و بدین طریق حرف دل میزد و مبارزه مینمود. چون آتش انقلاب بالا گرفت، او را گفتند تو با انقلاب چه کار کنی؟ او هم گفت همان کنم که کردم و من هنوز در همان طریقتم. پس نمایشگاه نقاشی برگزار کرد و ساواک را از این کار او چنان خشم آمد که دیگر انقلابیون را گرفت و سیخ در چشم کرد و چوب کوفت و با ذغال قلیان سوزاند و... کشت. واین در حالی بود که آقا میرزا میرحسین سخت به مبارزات خود ادامه میداد!
منقول است سالیانی او را هیچ در عرصه سیاست خبری نبود. شاگردان جمع شدند که چرا نیایی؟ گفت اصرار کنید. اصرار کردند. گفت التماس کنید. التماس کردند. گفت به پایم بیفتید. شاگردان گفتند به درک، میخواهی بیا نمیخواهی نیا، ما رفتیم. میرزا گفت میآیم. گفتند بیا. گفت شرط دارم. گفتند بنال. گفت: یا باید ایران چهار استان شود یا من از دین اسلام خارج شوم. گفتند این ها چه ربط دارد؟ گفت از آن جهت که من باید حتماً داماد یک استان باشم که مردم آن استان به من رای بدهند، چون مردم یک استان داماد خود را رها نمیکنند به کس دیگر رای بدهند که! پس یا باید ایران چهار استان شود تا من بتوانم داماد همه ایران باشم و یا باید از دین اسلام خارج شوم که بتوانم سی و اندی زن بستانم و داماد سی و اندی استان گردم. شاگردان گفتند: زرشک، این که نمیشود، پس نیا. میرزا گفت عیب ندارد، میآیم.
در پایان عمر او را گفتند که سه چیز گو که رستگار شویم. میرزا منقلب شده، گریه کرد و گفت: من یک عمر چیز گفتم و رستگار نشدم، شما چگونه با سه چیز گفتن رستگار خواهید شد؟ مریدان را این سخن گران آمد و آنها نیز گریه کردند به حال خود که تا بحال مرید چه کسی بودند.
در کتاب غرر الکلم1 من رجال الکلم2 آمده است که اورا گفتند با ادب کیست؟ گفت من. گفتند نخست وزیر کیست؟ گفت: من. گفتند پیروز همه انتخابات کیست؟ گفت: من. گفتند همه چیز تمام کیست؟ گفت: من. گفتند روشنفکرترین زن ایرانی کیست؟ گفت چون من نتوانم بود پس زنِ من.
پاورقی:
1- کلمات. جمع کلمه.
2- کلم. نوعی گیاه از خانواده سبزیجات. خوردن بیش از حدش در روابط اجتماعی انسان تاثیر میگذارد.
وبلاگ تفکر با چاشنی خنده

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در کبود گنبد مشهد به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبهای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید.
او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد. علی صیاد شیرازی در سال 1352 به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقهای نظامی، با موفقیت طی کرد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیهای با نشاط به ایران مراجعت کرد. ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه منتقل کرد. در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می کرد، ضد اطلاعات، از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود.
سرانجام سروان در 19 بهمن دستگیر و زندانی شد. دوره دوم زندگی سرگرد صیاد بعد از پیروزی انقلاب آغاز میشود: او پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا میشود و با یکدیگر پیمان می بندند که از پادگان های اصفهان حفاطت نمایند. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به غرب اعزام می گردد و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد می کنند. لیاقت های سرگرد در کردستان موجب می گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه می گردد.
اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و محمد علی رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام میشود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای 64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ های 23 نیروی ویژه هوا برد و تیپ 30 گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لیاقت ها توسط امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی های بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد.
سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال 1365 از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنهای و تصویب رهبر کبیر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال 67 در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم منافقین قرار گرفته بود منافقین را شکست داد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تیمسار سرتیپ صیاد شیرازی در 16 فروردین 1378 با حکم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد. اما در صبح روز 21 فروردین 78 توسط منافقین ترور شد و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت در راه حق دست یافت.
کتاب «در کمین گل سرخ» سرگذشتنامه شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش میباشد که در 5 بخش ارائه شده است.
نویسنده ی این کتاب محسن مؤمنی شریف و توسط انتشارات سوره مهر منتشر گردیده است.

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در آخرین فراز وصیتنامه خود آورده است: خداوندا! ولی امرت حضرت آیتالله خامنهای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.
به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا»، در متن وصیتنامه شهید علی صیاد شیرازی آمده است:
بسماللهالرحمنالرحیم، ارحمالراحمین، ربالعالمین و صلیالله علی محمد والهالطاهرین، انالله و اناالیه راجعون.
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدقالله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لاالهالا الله وحده لا شریک له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دینالحق و ان الصدیقة الطاهره فاطمهالزهرا، سیده نسا العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علیبنالحسین و محمّدبنعلی و جعفربنمحمّد و موسیبنجعفر و علیبنموسی و محمّدبنعلی و علیبنمحمّد و الحسنبنعلی و الحجهالقائمالمنتظر صلواتالله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبر و أنالموت و النشور حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أنالجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتک برحمتک و جنّبنا و احفظنا من عذابک بلطفک و احسانک یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.
خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود میدانی که همواره آماده بودهام آنچه را که تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود.
پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسمخوردهات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردنم دارند، میخواهم که مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا کردهام که عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم میخواهم که مرا ببخشند که کمتر توانستهام به آنها برسم و بیشتر میخواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است.
آنچه از دنیا برایم باقی میماند، حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد. از همه آنهایی که از من بد دیدهاند، میخواهم که مرا به بزرگی خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیکدل، استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و کتاب من برسند و با برادران دیگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب، تشریک مساعی نمایند.
خداوندا! ولی امرت حضرت آیتالله خامنهای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.
مناللهالتوفیق علی صیاد شیرازی - 19دی1371

| دومین انقلاب رنگی درهم شکست
به نقل از خبرگزاری فرانسه، ایالات متحده آمریکا که دارای پایگاه هوایی در قرقیزستان است و از آن برای حمایت از جنگ در افغانستان استفاده میکند ابراز نگرانی عمیق خود از درگیریها در قرقیزستان را اعلام کرد.
|
|
فرزند ارشد شاه مخلوع در مصاحبه ایی ضمن دفاع از فرقه ضاله بهاییت، خواهان همکاری گسترده فتنه گران برای آنچه که وی عبور از جمهوری اسلامی نامید، شد.
فرزند ارشد شاه مخلوع در مصاحبه ایی ضمن دفاع از فرقه ضاله بهاییت، خواهان همکاری گسترده فتنه گران برای آنچه که وی عبور از جمهوری اسلامی نامید، شد.
به گزارش باشگاه خبر نگاران، رضا ربع پهلوی در گفتگویی با پایگاه خبری زنیت، گفت: من امیدوارم که بتوانیم نظام دیگری را جانشین این رژیم مذهبی بکنیم.
وی همچنین با حمایت از فرقه ضاله بهاییت گفت که اعضای این فرقه مورد تایید من می باشند. ربع پهلوی در انتها و در پاسخ به سئوال پرسشگر راجع به نقش موسوی در ایده ال هایش گفت:مجموعه جنبش سبز می توانند یاری رسان من باشند.ما باید موانع را از سر راه خود برداریم و رژیم کنونی یکی از آنهاست.
جمعه 20 فروردین 1389

خبرگزاری فارس: مراسم یازدهمین سالگرد شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی با حضور مقامات عالیرتبه کشوری و لشکری برگزاری شد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در این مراسم که با حضور مقامات عالیرتبه ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه، ارتش، نیروی انتظامی، وزارت دفاع، سازمان بسیج مستضعفین و همچنین خانواده معظم شهدا و اقشار مختلف مردم در مسجد جهاد ستاد کل نیروهای مسلح همراه بود، حجتالاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران با ایراد سخنانی به ذکر فضایل و ویژگیهای سپهبد شهید صیاد شیرازی پرداخت.
صدیقی در بخش دیگری از سخنان خود به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته اشاره کرد و افزود: در فیلمی که یکی از فرماندهان از حوادث اخیر به من نشان داد برخی افراد، ماموران نیروی انتظامی را شکنجه میکردند تا به رهبری معظم انقلاب توهین کنند اما این نیروهای مومن هرگز حاضر به انجام این کار نشده و به همین خاطر به بدترین شکل شکنجه شده و چند نفر نیز به شهادت رسیدند.
وی با تاکید بر اهمیت توجه به اصول و ارزش اسلام و انقلاب اسلامی گفت: ما باید به جایی برسیم که حزب و گروهمان نتواند ما را از اسلام جدا کند.
امام جمعه موقت تهران با اشاره به اهمیت مقابله هرچه بیشتر با دشمنان داخلی، تصریح کرد: باید عوامل شکاف و نفاق و نیز جاسوسان داخلی را از بین ببریم و بدانیم که زمانی که درون جامعه درست و آسیب ناپذیر شد، مشکل بیرونی نیز نخواهیم داشت.
صدیقی خاطرنشان کرد: مقابله با کسی که قبلا زیر عبای امام(ره) بوده و امروز مقابل نظام می ایستد سخت تر از مقابله با دشمن خارجی است.
وی همچنین برترین شهدا را کسانی دانست که به دست فتنهگران داخلی شهید میشوند.
در این مراسم همچنین حجتلاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستادکل نیروهای مسلح، سرلشکر رشید جانشین ستاد کل نیروی مسلح، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش، سرلشکر صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، سرلشکر سلیمی فرمانده سابق کل ارتش، سردار سلامی جانشین فرمانده سپاه، امیر شاهصفی فرمانده نیروی هوایی ارتش، امیر میقانی فرمانده پدافند هوایی، امیر پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش، امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش، سردار حاجیزاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه، سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین، سردار فضلی جانشین بسیج، محصولی وزیر رفاه، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، سردار وحید جانشین وزیر دفاع تمدن استاندار تهران، سردار احمدی مقدم فرمانده ناجا، سردار همدانی فرمانده سپاه تهران بزرگ، غفوری فرد و کامران نمایندگان مجلس و جمع دیگری از مقامات نظامی حضور داشتند.

خبرگزاری فارس: آهنگساز مجموعه «روایت فتح» گفت : آوینی میگفت موسیقی در ذات انسان است. اگر انسان بتواند به شیطان غلبه کند، هر کاری که انجام میدهد واقعی است. حالا اگر این شیطان در نفس تو رخنه کرده باشد، اگر بهترین هنرمند هم باشی، قطعاً موسیقیای که میسازی شیطانی است.
*اشاره:
رضا سلطانزاده سازنده موسیقی «روایت فتح» آوینی در گوشه و کنار مصاحبه، خودش را به اندازه کافی معرفی کرده است. به گفته خودش، موسیقی روایت فتح را در صورتی ساخته که آوینی بالای سرش ایستاده بوده. او شاید از معدود کسانی باشد که بتوان دیدگاههای آوینی درباره موسیقی را از زبان او شنید.
سال 56 در گروه پیشآهنگی ساکسیفون میزدم. انقلاب که شد، ساکسیفون ما هم تبدیل شد به پیانو، بعد از مدتی که ساز زدن را یاد گرفتم، آمدم توی کار فروشندگی ساز.
یک روز آقایی که چشمهای آبی داشت، آمد مغازه دستگاه خاصی میخواست، من هم نشانش دادم. میگفت کار ما موسیقی فیلم است. خیلی به کار فیلم علاقه داشتم اما تا به حال برای کسی نزده بودم، یک موقعهایی برای خودم میزدم.
گفتم این دستگاه این طور است، آن طور است. گفت باشد میبرم و استفاده میکنم. گفتم مشکل اپراتوری با آن پیدا میکنید، چون دستگاه پیچیدهای است. گفت نه، آنهایی که کاری میکنند، میتوانند و دستگاه را برد...
همان شب همان آقای چشمآبی با من تماس گرفت. او را از صدایش سناختم. گفت یکی را میتوانی پیدا کنی که بیاید و با ای ندستگاه کار کند گفتیم من خودم هستم، میآیم و آن را راه میاندازم.
*
این شد که برای اولین بار رفتم حوزه هنری.
آنجا بود که به من گفتند آن آقایی که چشمهای آبی داشت، اسمش نادر طالبزاده است.
آن زمان داشت فیلم «خنجر و شقایق»اش را تدوین میکرد.مسئله، موسقی متن فیلم «خنجر و شقایق» بود. گفتم مشکل چیه؟ گفتند ما میخواهیم این قطعه را بزنیم. گفتم باشد و دستگاه را راه انداختم. یک قطعه از موسیقیاش را زدم. دیدیم طالبزاده حالش تغییر کرد. گفت تو خودت میتوانی این قطعه را بزنی، با کسانی که اینجا روی موسیقی کار میکردند، از دیروز تا حالا کلی کار کردهایم ولی هیچ چیزی نزدهاند. اما الان شما خیلی خوب میزنی. گفتم میتوانم و موسیقی متن فیلم را در عرضه دو سه هفته ساختیم و تمام شد.
بعد از این فیلم بود که طالبزاده من را به «روایت فتح» معرفی کرد. فکر میکنم تقریباً سال 71-70 بود؛ تقریباً یک سال پیش از شهادت آوینی.
*
دوره جدید روایت فتح را تازه شروع کرده بودند که ما هم به آنها ملحق شدیم. من را به آقای فارسی معرفی کردند.
فارسی گفت تو حتماً باید آوینی را ببینی، خیلی به کارمان کمک کی کند. من تا به آن روز آوینی را از نزدیک ندیده بودم، حداقل از روزی قیافه نمیشناختم. فکر میکردم آوینی همان آقای نوریزاده است، چون صداهایشان خیلی به هم شبیه بود.
فارسی گفت ما الان درگیر موسیقی متن روایت فتح هستیم. تا به حال هم فقط طبل بوده و بیشتر از موسیقی خارجی استفاده کردهایم.
گفتم که قرار میگذاریم و آوینی را میبینیم.
آن شب که قرار گذاشته بودیم، آمدند مغازه دنبال من؛ فارسی بود و نقاشزاده و خود آوینی، سوار ماشین که شدم، دنبال آوینی میگشتم که البته به شکل و شمایل نوریزاده نبود. ماشین حرکت کرد و رفتیم منزل ما. بعد از آنکه آقای آوینی را به من معرفی کردند، سه چهار ساعتی نشستیم و او درباره موسیقی و کجاست. باور کنید سر درد گرفتم. پیش خودم فکر میکردم، این چه میگوید.
*
موسیقی آن چیزی است که میزنند و به آن میرقصند. من فقط آن موسیقی را میشناختم. پیش از این موسیقی شاد و زنده میزدم. شاید گفتن نداشته باشد ولی قبل از آشنا شدن با آوینی شبی 80 هزار تومان میگرفتم. آن زمان هم که 80 هزار تومان پول کمی نبود. به مهمانیها و عروسیها میرفتم و ساز میزدم. نه اینکه دلم بخواهد، یادم هست بچهها میگفتند فلانی! تو چرا وقتی پشتساز مینشینی، سرخ میشوی و عرق میریزی؟ میگفتم نمیدانم شاید خیلی به من فشار میآید. به هر حال، انگار زنجیری من را به این کار بسته بود.
نمیدانم چه شد ولی ناگهان از این رو به آن رو شدم. آنقدر حرفهایش برای من جذاب بود که ناگهان از آن عالم هپروت بریدم؛ از همان لحظهای که آوینی را دیدم.
این شد که شبی 80 هزار تومان را ول کردم و تمام آن عزت و احترامی را که برایم میگذاشتند. از همان شبی که آوینی را دیدم، رها کردم و پیش خودم گفتم این همان کسی است که جای گم کردهام را میداند و راهش را بلد است.
*
گفتم ببین من از هیچ کدام از حرفهای تو سردر نمیآورم ولی به این دستگاهها واردم، تو بنشین کنار من و بگو چطور بزنم!
گفت باشد. وقتت را به من بده. من گفتم از ساعت 8شب تا 4 صبح برای تو وقت میگذارم. او هم گفت پس کارهای دیگرت را ول کن - در صورتی که اصلاً نمیدانست این کارهای دیگرم چیست؟
بیا این جا من خیلی چیزها به تو میگویم.
وقتی این جا روایت فتح ماهی 28 هزار تومان به من حقوق میدادند که 22 هزار تومان آن بابت کرایه خانه میرفت. یادم هست بعضی شبها که میخواستم به خانهام در تهرانپارس بروم، فقط 20 تومان داشتم که باید با همان صبح فردا دوباره بر میگشتم، اتفاقاً با همان پول ازدواج کردم یعنی با اولین حقوق. با این حال فکر میکردم چیزی مثل طلا کشف کردهام؛ چیزی که نه میتوانستند از من بدزدند و نه اینکه من میتوانستم آن را از دست بدهم یا به کسی ببخشم.
*
قصه اولی را که در روایت فتح کار کردیم؛ از فیلم آمریکایی «مصائب جنگ» الگو گرفتیم. وقتی به او مطرح کردیم، گفت اشکالی ندارد، فقط مواظب باشید به آن نزدیک نشوید.
با موسیقی سنت برای فیلم مشکل داشت، اینکه مثلاً یک نی را برداری و با تمبک برای فیلمات موسیقی متن بسازی، با این به شدت مشکل داشت.
میگفت این اصلاً موسیقی نیست که تو آن را انتخاب کنی و بگذاری، روی فیلم، این موسیقیای است که باید در ماشین و یا با شعر به آن گوش کنی.
*
بالاخره آن قدر شبها بیداری کشیدیم که یک روز آمد و اولین قطعه را که برای پخش از برنامهای - بعد از پذیرش قطعنامه - ساخته بودیم به نام «گلستان آتش» گوش داد و گفت خیلی خوب شده.
*
من همیشه فکر میکردم موسیقی یعنی این که هرچی بیشتر ساز ولی ساز! سازی که ملودی هم ندارد و فقط حسی را از وجودت - آن طور که تصویر را از بین نبرد - به فیلم اضافه میکند. میگفتم چطوری؟ میگفت وقتی تصویر قطع شد، بیننده دیگر به موسیقی گوش نکند و اگر موسیقی قطع شد، فیلم دچار خلاء شود. در یک کلام میگفت موسیقی فیلم فقط، در حد یک افکت است اما به این معنی نبود که همه موسیقی را در همین حد میدید.
میگفت موسیقی در ذات انسان است. اگر انسان بتواند به شیطان غلبه کند، هر کاری که انجام میدهد واقعی است. حالا اگر این شیطان در نفس تو رخنه کرده باشد، اگر بهترین هنرمند هم باشی، قطعاً موسیقیای که میسازی شیطانی است و کاری که میکنی، واقعی نیست چون حس تو و وجود تو در اختیار شیطان است و این برای من الگو شده بود.
حتی بعضی از شبها که نمیتوانستم. فیلمهای جنگ و بسیجیها را نگاه میکردم و حالم برمیگشت. میگفت موسیقی آن الحانی است که در بهشت است. صدای حضرت داوود است، آن موسیقی است که شاید ربط خیلی ظریف و یا نه ضعیفی با این موسیقی است که شاید ربط خیلی ظریف و یا نه ضعیفی با این موسیقی داشته باشد. اصلاً این موسیقی، موسیقی، حساب نمیشود چون تمامش برمیگردد به حس و حال شخص، در صورتی که ما الان نداریم کسی را که واقعاً مخلصانه و درست و پاک بیاید موسیقی بسازد. شاید به همن علت بود که موسیقی و پاک بیاید موسیقی بسازد. شاید به همین علت بود که موسیقی سنتی را نمیپسندید. نمیگویم بدش میآمد، نمیپسندید و از آن استفاده نمیکرد. بیشتر موسیقی کلاسیک گوش میکرد، مثل کارهای باخ که فقط چند قطعهاش را برای کلیسا ساخته است یا بتهون. معتقد بود سنتیها هنوز با آن غلبه شیطانی درگیرند اما در موسیقی کلاسیک لااقل تسلط ذهنی به موسیقی وجود دارد نه تسلط فنی. نوازندگان بزرگ کلاسیک از نظر ذهنی به موسیقیشان تسلط دارند. همان طور که در مورد سینما معتقد بود و درباره هیچکاک میگفت. اما وقتی خودش کار میساخت نه به موسیقی سنتی شبیه بود و نه به موسیقی کلاسیک.
در «دو کوهه» فقط از دو نت پیانو استفاده کرد - فرق آوینی هم با بقیه همین بود. وقتی کار را شروع میکرد، میگفت نه باخ باشد نه شوپن و نه بتهون؛ همین طبل باشد بدوی ملودی! چون به علت تجربهاش میتوانست بین کارها تفکیک قایل شود.
به هر حال برای یکی از فیلمهایش به جنوب و منطقه فکه میرفت و برگشت و از سفر دوم برنگشت همه چیز من از همین جا تمام شد.
*
آوینی که شهید شد، همه چیز برای من تمام شده بود. گیر کرده بودم و دور خودم چرخ میزدم، راهم را بلد نبودم، راه برگشت را هم دیگر نمیدانستم. دیگر نمیتوانستم آن کارهایی را که قبلاً انجام میدادم، انجام دهم چون از آوینی یاد گرفته بودم که آنها موسیقی نیست. خیلی سخت توانستم دوباره به حرفهای آوینی برگردم و چیزی که کمکم کرد فیلمهای جنگ و بچه بسیجیها در منطقه بود. من در منطقه بودهام اما در این فیلمها چیزهای دیگری میدیدم.
*
ما که میخواهیم از هنر حرف بزنیم و بگوییم من هنرمندم؛ ویولون میزنم، من هنرمندم، نقاشی میکشم، من هنرمندم؛ فیلم بازی میکنم و.... در مقابل اینها اصلاً هنری نداریم. نمیدانم تا به حال شده که شما در وضعیت انتخاب مرگ و زندگی 30 ثانیهای قرار بگیری یا نه؟ نوجوان پانزده شانزده سالهای را در نظر بگیر که اگر یک قدم جلو برود، میمیرد و اگر یک قدم به عقب برگردد، زنده میماند و او مرگ را انتخاب میکند. هنر واقعی آنجا بود و باید برای می رقصیدند ولی رقص واقعی آنجا بود و باید برای کسی که اینطوری میرقصید، میزدهم، من واقعاً این را گم کرده بودم.
*
بعد از شهادت آوینی با کارگردانهای زیادی کار کردم؛ آقای ملاقلیپور، آقای مرادیپور، آقای برزیده و خیلیهای دیگر که همه کارگردانان خوبی هستند و همه حس خودشان را منتقل میکنند، ولی حسشان مثل حس همه است. اما حس آوینی چیز دیگری بود. او دقیقاً چیزی به تو میگفت و چیزی از تو میخواست و ناخودآگاه کار، در میآمد. حتی بعد از شهادتش اگر میخواستم کاری انجام بدهم یا باید حرفهای او را مرور میکردم یا باید فیلمهایش را نگاه میکردم تا کار برایم ساده میشد.
سال 74 یکی از همین آقایان از من خواست یکی از قطعههای روایت فتح را دوباره تکرار کنم، کاری که یکشبه کرده بودم ظرف 15 شب هم نتوانستم انجام دهم. بالاخره کار انجام شد ولی آن چیزی دیگری بود. نمره هارمونی موسیقی روایت فتح از نظر استانداردهای معمولی صفر بود؛ از ملودی صفر بود. ولی روی تصویر همه حیران مانده بودند که چطور اتفاق افتاده است. این کاری که دوباره ساخته بودم هارمونی و ضرباهنگ دقیقی داشت ولی اصلاً تأثیرگذار نبود.
الان مردم دوست دارند وقتی فیلمی پخش میشود، پشت سرش هم کاست موسیقیاش به بازار بیاید. یک ملودی خوشگل و چهار تا ساز قشنگ میزنند و بعد هم وقتی فیلم را اکران کردند، میگویند کاست فلان فیلم موجود است و یک بازار هم برای آن درست میشود. نگاه، نگاه اقتصادی است و نه آن نگاه حسی آوینی. شما اگر نوار موسیقی روایت فتح را بدون فلیماش میگذاشتی، یک دقیقه هم نمیتوانستی آن را تحمل کنی. الان اگر تمام سینمای جنگ ایران را بگردید، ممکن است 5 تا موسیقی حسی پیدا کنی، بقیه دیگر با دخالت مسائل اقتصادی و پولی بوده است برای اینکه کاست آن بیاید بیرون. سیدیاش بیاید بیرون. فلان جایزه را ببرد! الان بچه مسلمانهای سینما هم فیلم میسازند ولی اینکه شما نماز بخوانید و قبل از کارت وضو بگیری، علت بر این نمیشود که حتماً بتوانید یک کار خوب و درست تحویل بدهید!
*
آوینی انسانی بود که غیر از معنویت و ایمان، به بخش هنری خیلی تسلط داشت و توانسته بود دین و هنرش را طوری با هم ترکیب کند که فلسفهای از درونش متولد شود. آوینی یکسره موسیقی گوش میکرد الان بچه مسلمانهای ما حوزه موسیقی را اصلاً نمیشناسند. شما به آنها بگو باخ یا بتهون، انگار اسم منفورترین شخصیتها بر زبان آوردهای، اصلاً با اینها مخالفند، در صورتی که آوینی، همه اینها را گوش میکرد و توانایی این را داشت که آن را سرند کند.
یا مثلاً شما کدام کارگردان حزباللهی را میشناسید که موسیقی کلاسیک گوش کند؟ وقتی شما در یک چارچوب محدود حرکت کنی، یک آهنگساز دست چندم هم میتواند بیاید و کلاه سرت بگذارد، چهار تا آهنگ معمولی را میگذرد جلویت و چون تجربه نداری و خوب را گوش نکردهای و بدتر را هم گوش نکردهای، این را به منزله بهترین قبول میکنی. آخرش هم میبینی که کار درآمده ولی اصلاً حس و حال ایجاد نمیکند.
*
آوینی پیشزمینه قویای داشت. اینکه نمیشود شما بدهی موسیقی برای فیلمات بسازند ولی خودت موسیقی گوش نکرده باشی. من کارگردانهایی را میشناسم که سرشان کلاه گذاشتهاند و موسیقیهای خارجی را با تغییراتی، به منزله ساخته به آنها فروختهاند.
فهمیدن حرفهایش برای من خیلی سخت بود و فهماندن آن هم برای او. از دنیای دیگری حرف میزد که برای من آشنا نبود. کلام و حال آوینی مثل حافظ و سعدی بود یعنی هرچه میگفت، میتوانستی در خودت پیدا کنی. حقیقت اصلی بود و هیچ حاشیه نمیرفت.
هرچه میگفت، میتوانستی در خودت پیدا کنی، حقیقت اصلی بود و هیچ حاشیهای نمیرفت طوری که بالای سرما بود که ما میفهمیدیم باید چه کار کنیم. در یک کلام بر ما ولایت داشت. از طرفی، آن چیزی که به کار جهت میداد ارتباطی بود که بین آوینی و خدا برقرار بود یعنی با همه آن تجربهها، این ارتباط کار اصلی را انجام میداد. آوینی همیشه میگفت من دستیار دوم خدا هستم؛ کار اصلی را او انجام میدهد و من هم این وسط وسیلهام.

خبرگزاری فارس: فرمانده سابق کل سپاه با بیان اینکه دستور ترور شهید صیاد شیرازی از جانب صدام به منافقین داده شد، گفت: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرحریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس سردار لشکر سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا صبح امروز در حاشیه مراسم یازدهمین سالگرد شهید صیاد شیرازی با ذکر خاطرات و پرداختن به ویژگیهای این شهید بزرگوار، انتصابات دقیق از میان بهترین فرماندهان را از جمله خصوصیات صیاد شیرازی عنوان کرد و افزود: صیاد شیرازی در زمان جنگ توانست به خوبی نیروی زمینی را که بزرگترین و موثرترین نیروی ارتش در جنگ تحمیلی بود فرماندهی کند.
صفوی، صیاد شیرازی را نماد هماهنگی میان سپاه و ارتش دانست و گفت: این شهید بزرگوار همکاری خوبی با سپاه و بسیج داشت و نوع رفتار و اعتقادات وی حاکی از یک روحیه مردمداری و بسیجی بود.
وی تصریح کرد: بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.
فرمانده سابق کل سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی طی یک طرح عملیاتی از ساعت 4 تا 8 صبح تمام مقرهای منافقین از پادگان اشرف گرفته تا العماره را با شلیک بیش از هزار موشک و گلوله توپخانه برد بلند، منهدم و تلفات سنگینی را به آنها وارد کرد.
صفوی خاطرنشان کرد: به دنبال این عملیات بود که عراق هیچ واکنشی از خود نشان نداد و تنها به گله مختصری بسنده کرد.
وی در پایان صیاد شیرازی را الگوی فرماندهای مومن و شجاع برای افسران و کارکنان نیروهای مسلح کشور عنوان کرد.
نظرات ()